من گفتم تو این وب بیشتر مطالب درسی گذاشته میشه ولی شما جدی نگیرید:
۱شعر ۱جا خوندم به نظرم خیلی قشنگ اومد.اینجا مینویسمش شاید شما هم خوشتون بیاد:
تکیه کن بر من
قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور
رهایت من نخواهم کرد
بخوان مارا
که می گوید که تو خواندن نمی دانی؟
تو بگشا لب
تو غیر از ما خدای دیگری داری؟
رها کن غیر مارا
آشتی کن با خدای خود
تو غیر از ما چه می جویی؟
تو با هرکس به جز با ما چه می گویی؟
و تو بی من چه داری؟هیچ!
بگو با ما چه کم داری عزیزم؟هیچ!!
هزاران کهکشان و کوه و دریا را
و خورشیدوگیاه و نوروهستی را
برای جلوه ی خود افریدم من
ولی وقتی تو را من افریدم
بر خودم احسنت می گفتم
تویی زیبا تر از خورشید زیبایم
تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
تو ای محبوب تر مهمان دنیایم
نمی خوانی چرا مارا؟!
مگر ایا کسی هم با خدایش قهر می گردد
هزاران توبه ات را گر چه بشکستی
ببینم من تو را از درگهم راندم؟
اگر در روزگار سختیت خواندی مرا
اما به روز شادیت یک لحظه هم یادم نکردی
به رویت بنده ی من هیچ اوردم
که می ترساندتت از من
رها کن ان خدای دور
ان نامهربان معبود
ان مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت خالقت
اینک صدایم کن مرا با قطره اشکی
به پیش اور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکیم
آیا عزیزم حاجتی داری؟
تو ای از ما
کنون برگشته ای اما
کلام اشتی را تو نمی دانی
ببینم چشم های خیست آیا گفته ای دارند؟
بخوان مارا
بگردان قبمه ات را سوی ما
اینک وضویی کن
خجالت میکشی از من؟
بگو جز من کس دیگر نمی فهمد
به نجوایی صدایم کن
بدان آغوش من باز است
برای درک آغوشم
شروع کن یک قدم با تو
تمام گام های مانده اش با من
+ نوشته شده توسط سبا در و ساعت
22 |